تبليغاتX
ستاد انتخاباتی دکتر محمدعلی عبداله زاده - اندیشه سیاسی امام علی علیه‏السلام (ع)

در اندیشه سیاسی غالبا دو طرز تفکر در مورد سیاست وجود دارد: گروهی معتقد هستند که برای دست یافتن به قدرت از هر وسیله و ابزاری و از هر راه ممکنی می‏توان استفاده نمود. براساس این دیدگاه، سیاست بر هیچ یک از ارزشهای انسانی متمرکز نیست و سیاست‏مدار کاری به حق و باطل ندارد و فقط هدف او اعمال قدرت و تسلط بر جامعه می‏باشد که اکثر سیاست‏مداران جهان چنین هستند.تفکر دیگر، سیاستی است که هدف محوری آن خدا می‏باشد و بر پایه ارزشهای انسانی استوار است.

در چنین نوع سیاستی، سیاست مدار مجاز نیست برای رسیدن به حکومت به هر نوع ابزار و وسیله‏ای تمسک جوید.سیره سیاسی و حکومتی امام علی علیه‏السلام هم مبتنی بر نوع دوم و دیدگاه گروه دوم است که هدف از دست‏یابی به حکومت در آن، این است که جامعه انسانی را به سوی تکامل مادی و معنوی و در نهایت به طرف خداوند سوق دهد و عدالت اجتماعی را برقرار نماید و زندگی سالم و مسالمت‏آمیزی را برای مردم فراهم آورد.علی علیه‏السلام احیاگر حکومت و سیاستی بود که پیامبر بنا نهاد و اگرچه خود نیز در پیش برد حکومت نبوی نقش به سزایی داشت، امّا 25 سال پس از رحلت پیامبر، زمانی که زمام حکومت را شخصا به دست گرفت، می‏دید چهره حکومت اسلامی کاملاً دگرگون شده و از اهداف پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فاصله گرفته است و برای باز گرداندن جامعه به سیره پیامبر و قرآن باید تلاشی پی گیر و طاقت فرسا انجام دهد.

حضرت علی علیه‏السلام در خطبه 131 نهج البلاغه انگیزه خود را از پذیرش حکومت، چنین بیان می‏دارد:«پروردگارا! تو می‏دانی آنچه ما انجام دادیم، نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم، بلکه بدان سبب بود که نشانه‏های از بین رفته دینت را بازگردانیم و صلح و اصلاح را در شهرهایت آشکار سازیم تا بندگان ستم دیده‏ات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقررات تو که به دست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی شود.» یکی از مشکلات خلافت او مسأله صراحت و صداقت او در سیاست بود که این را هم باز عده‏ای از دوستانش نمی‏پسندیدند ، می‏گفتند :

" سیاست اینهمه‏ صداقت و صراحت بر نمی‏دارد ، یک مقدار خدعه و دغلبازی هم باید در آن‏ قاطی کرد ، چاشنی سیاست دغلبازی است و حتی بعضی می‏گفتند علی سیاست ندارد ، معاویه را ببین چقدر سیاستمدار است ! می‏گفت : « و الله ما معاویة بادهی منی ، و لکنه یغدر و یفجر ، و لولا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس ، و لکن‏ کل غدرة فجرة ، و کل فجرة کفرة ، و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامة ». فرمود : ''به خدا قسم اشتباه می‏کنید ، معاویه از من زیرکتر نیست ، اما او دغلباز است ، فاسق است ، من نمی‏خواهم دغلبازی بکنم ، من نمی‏خواهم از جاده حقیقت منحرف شوم ، فسق و فجور مرتکب بشوم ، اگر نبود که خدای‏ تبارک و تعالی دغلبازی را دشمن می‏دارد آنوقت می‏دیدید که زرنگترین مردم‏ دنیا علی است ، دغلبازی فسق است ، فجور است ، و اینگونه فجورها کفر است و من می‏دانم که هر فریبکاری در قیامت محشور می‏شود در حالی که یک‏ پرچمی دارد'' ( ظاهر مقصود این است که فریبخوردگان هم در زیر پرچم فریب‏ دهنده هستند ) .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:48  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده |