در اندیشه سیاسی غالبا دو طرز تفکر در مورد سیاست وجود دارد: گروهی معتقد هستند که برای دست یافتن به قدرت از هر وسیله و ابزاری و از هر راه ممکنی میتوان استفاده نمود. براساس این دیدگاه، سیاست بر هیچ یک از ارزشهای انسانی متمرکز نیست و سیاستمدار کاری به حق و باطل ندارد و فقط هدف او اعمال قدرت و تسلط بر جامعه میباشد که اکثر سیاستمداران جهان چنین هستند.تفکر دیگر، سیاستی است که هدف محوری آن خدا میباشد و بر پایه ارزشهای انسانی استوار است.
در چنین نوع سیاستی، سیاست مدار مجاز نیست برای رسیدن به حکومت به هر نوع ابزار و وسیلهای تمسک جوید.سیره سیاسی و حکومتی امام علی علیهالسلام هم مبتنی بر نوع دوم و دیدگاه گروه دوم است که هدف از دستیابی به حکومت در آن، این است که جامعه انسانی را به سوی تکامل مادی و معنوی و در نهایت به طرف خداوند سوق دهد و عدالت اجتماعی را برقرار نماید و زندگی سالم و مسالمتآمیزی را برای مردم فراهم آورد.علی علیهالسلام احیاگر حکومت و سیاستی بود که پیامبر بنا نهاد و اگرچه خود نیز در پیش برد حکومت نبوی نقش به سزایی داشت، امّا 25 سال پس از رحلت پیامبر، زمانی که زمام حکومت را شخصا به دست گرفت، میدید چهره حکومت اسلامی کاملاً دگرگون شده و از اهداف پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فاصله گرفته است و برای باز گرداندن جامعه به سیره پیامبر و قرآن باید تلاشی پی گیر و طاقت فرسا انجام دهد.
حضرت علی علیهالسلام در خطبه 131 نهج البلاغه انگیزه خود را از پذیرش حکومت، چنین بیان میدارد:«پروردگارا! تو میدانی آنچه ما انجام دادیم، نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم، بلکه بدان سبب بود که نشانههای از بین رفته دینت را بازگردانیم و صلح و اصلاح را در شهرهایت آشکار سازیم تا بندگان ستم دیدهات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقررات تو که به دست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی شود.» یکی از مشکلات خلافت او مسأله صراحت و صداقت او در سیاست بود که این را هم باز عدهای از دوستانش نمیپسندیدند ، میگفتند :
" سیاست اینهمه صداقت و صراحت بر نمیدارد ، یک مقدار خدعه و دغلبازی هم باید در آن قاطی کرد ، چاشنی سیاست دغلبازی است و حتی بعضی میگفتند علی سیاست ندارد ، معاویه را ببین چقدر سیاستمدار است ! میگفت : « و الله ما معاویة بادهی منی ، و لکنه یغدر و یفجر ، و لولا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس ، و لکن کل غدرة فجرة ، و کل فجرة کفرة ، و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامة ». فرمود : ''به خدا قسم اشتباه میکنید ، معاویه از من زیرکتر نیست ، اما او دغلباز است ، فاسق است ، من نمیخواهم دغلبازی بکنم ، من نمیخواهم از جاده حقیقت منحرف شوم ، فسق و فجور مرتکب بشوم ، اگر نبود که خدای تبارک و تعالی دغلبازی را دشمن میدارد آنوقت میدیدید که زرنگترین مردم دنیا علی است ، دغلبازی فسق است ، فجور است ، و اینگونه فجورها کفر است و من میدانم که هر فریبکاری در قیامت محشور میشود در حالی که یک پرچمی دارد'' ( ظاهر مقصود این است که فریبخوردگان هم در زیر پرچم فریب دهنده هستند ) .