تبليغاتX
ستاد انتخاباتی دکتر محمدعلی عبداله زاده
هرچيز كه حقى از مردم در آن باشد، درحيطه حق الناس قرار مى‏گيرد. تاكيد اسلام بر رعايت حق الناس آنچنان موكد است كه مى‏گويد آنگاه كه انسان از گناهان پيشين خود به درگاه الهى توبه مى‏كند، تا زمانى كه حقوق ضايع كرده مردم را ادا نكند، توبه‏اش پذيرفته نخواهد بود. يعنى خدا حق خود را در كوتاهى‏ها و تقصيرها و اهمال‏ها در شرايطى كه نشانه‏هاى ندامت واقعى در فرد مسلمان آشكار شود، مى‏بخشد. اما حق مردم را در هيچ شرايطى نه.

آنانكه با پايمال كردن حقوق مردم (به انحاء مختلف) به ثروت و مكنتى رسيده‏اند آنانكه كه مستقيم و غيرمستقيم به حقوق ديگران تجاوز مى‏كنند و از اين راه درآمدهايى بدست مى‏آورند و زندگيشان را اداره مى‏كنند، بايد بدانند كه چوب پايمال كردن حق‏الناس را هم دراين دنيا و هم در روز بازپسين به سختى خواهند خورد و هيچ توجيه و دليل تراشى دراين مقوله كارساز نيست.

حق الناس، چونان اخگرى سرخ و سوزان است كه بر دستان هركس قرار گيرد، تا مغز استخوان را مى‏سوزاند، اما گاه فاصله زمانى پايمال كردن حق ديگران تا درك اين سوزش، فاصله‏اى طولانى است. خيلى‏ها را در اطرافمان مى‏شناسيم كه زندگى شيرين و مرفهى را براى خود وخانواده‏اشان فراهم كرده‏اند، اما ناگهان در اوج لذت‏هاى دنيايى، بلايى سخت بر آنها نازل مى‏شود. عزيزشان سرطان مى‏گيرد، جوانشان به مرگى ناگهانى پرپر مى‏شود، ثرورتشان بناگهان بر باد مى‏رود، كانون وفاى خانوادگى‏شان لكه‏دار مى‏شود و... آنان انگشت حيرت به دهان مى‏گزند كه اين بلا از كجا برآنها نازل شد. اينطور مواقع- غير ازمواردى كه به امتحان الهى از مؤمن برمى‏گردد و حيطه‏اى كاملاً متفاوت است- بايد در جستجوى ظلم به مسلمانى يا مسلمانانى در روابط گذشته برآمد و ردپاى اين ظلم را در زندگى سرپرست خانوار جستجو كرد.

ايمان ما به ما مى‏گويد، آنكه حق الناس را پايمال مى‏كند، هيچ راه فرارى ندارد.

انسانى كه اشرف مخلوقات ناميده شده و جهان با تمام امكانات، نعمات و مواهب براى وى و در خدمت او است در هر وضع و موقعيت و صرف نظر از جنس، نژاد، رنگ، خصوصيات موروثى و اجتماعى، مشخصات اخلاقى و عقيدتى، موجودى است آزاد و برخوردار از يك سلسله حقوق و بايد در تمام جوامع با هر نوع حكومت و تحت هر سليقه و برداشت بتواند از همه اين حقوق و آزاديها بطور كامل برخوردار شود و تا زمانيكه در راستاى حق و قانون و در غير جهت صدمه زدن به اجتماع و افراد ديگر حركت كند هيچكس نبايد در راه او مانعى ايجاد كند و به مقام والاى انسانيت او لطمه وارد آورد. اما هر گاه انسان از اين حقوق و آزاديهاي خداداد سوءاستفاده كند و يا ديگران را از تمامى يا برخى از اين حقوق و آزاديها محروم سازد نه تنها زندگي اندوهباري پيدا خواهد كرد و با انواع مشكلات و مصائب روبرو خواهد شد بلكه از زندگى ديگران نيز سلب آسايش خواهد نمود و باعث دردسر و گرفتارى براى آنان خواهد شد.

هر فردى با توجه به حقوق طبيعى و الهى كه خداوند دراختيار او قرار داده بايد سعى كند كه هم از حقوق خود صيانت و حفاظت بعمل آورد و هم با رعايت همه مصالح فرد و جامعه در راه اعتلاى يك جامعه انسانى و ايده‏آل گام بردارد.

بديهى است تحقق جامعه‏اى مترقى، ايده‏آل و مدينه‏اى فاضله آرزوى هر كسى است. رسيدن به چنين جامعه‏اى چندان دور از انتظار نيست بشرط آنكه هر كس به سهم خود تلاش كند به حقوق و آزادى‏هاى ديگران احترام بگذارد و با قاطعيت جلوى انحرافات و ناهنجاريهاى اجتماعى بايستد.

www.balagh.net

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 23:46  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده | 

در سال 1264 قمري، نخستين برنامه دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله‌كوبي مي‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نمي‌خواهند واكسن بزنند. به‌ويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مي‌شود.

هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته‌اند، امير بي‌درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد، بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي‌كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبي سرباز زدند. شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي‌شدند يا از شهر بيرون مي‌رفتند.

روز بيست و هشتم ماه ربيع‌الاول به امير اطلاع دادند كه در همه شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن، تنها 330 نفر آبله كوبيده‌اند. در همان روز، پاره‌دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه‌هايتان آبله‌كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم، جن زده مي‌شود. امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اين‌كه فرزندت را از دست داده‌اي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمي‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد.

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور مي‌كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هاي‌هاي مي‌گريد. سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچه شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشك‌هايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده‌اند. امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مي‌كنند. تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي‌گريم كه چرا اين مردم بايد اينقدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند.

 منبع حكيمي، محمود. داستان‌هايي از زندگي اميركبير. دفتر نشر فرهنگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 23:53  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده | 
ول آنكه طلب هلال كند و بعضى استهلال اينماه را واجب دانسته اند.
دوم چون رؤ يت هلال كرد اشاره بهلال نكند بلكه رو بقبله كند و دستها را باسمان بلند كند و بگويد ربى و ربك الله الخ و بخواند دعاى هلال را كه
((
ابن عقيل )) واجب دانسته و اگر وقت داشته باشد بخواند دعاهائى را كه ((سيد)) در ((اقبال )) از رسولخدا(ص ) و امير المؤ منين عليه السلام و امام جعفر صادق عليه السلام و حضرت كاظم عليه السلام براى هلال روايت كرده اند.
سوم بخواند دعاى 43 صحيفه كامله را در وقت رؤ يت هلال هر ماه و خصوص هلال اينماه .
چهارم مجامعت با حلال خود كند
و اين از خصوصيات اين ماه است و الا در ماه‏هاى ديگر جماع در شب اول مكروه است
پنجم غسل شب اول ماه كند
(و روايت شده كه: هر كه در شب اول ماه رمضان غسل كند خارش بدن به او نرسد تا ماه رمضان آينده)
ششم در نهر جارى غسل كند و سى كف آب بر سر بريزد
تا با طهارت معنوى باشد تا ماه رمضان آينده
هفتم زيارت قبر امام حسين عليه السلام كند
تا گناهانش ريخته شود و ثواب حجاج و معتمرين آن سال را دريابد
هشتم از اين شب ابتدا كند به خواندن هزار ركعت نماز اين ماه
به نحوى كه در آخر قسم دوم ذكر شد
نهم دو ركعت نماز كند در اين شب
در هر ركعت حمد و سوره انعام بخواند و سؤال كند كه حق تعالى كفايت كند او را و نگاه دارد او را از آنچه مى‏ترسد و از دردها
دهم بخواند دعاى اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ الْمُبَارَكَ
كه در شب آخر ماه شعبان گذشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 0:25  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده | 
تمام كارخانجات دنيا براى توليدات خود دفترچه راهنما تهيّه و در كنار محصولات به مشتريان ارائه مى‏دهند. اين دفترچه‏ها مشتريان را راهنمايى مى‏كند كه چگونه از آن كالا بهره‏مند شوند.
نويسنده اين دفترچه‏ها كيست؟ آيا جز طراح و سازنده، فرد ديگرى صلاحيّت نوشتن آن را دارد؟ هرگز!
ما نيز سازنده و آفريدگار داريم كه براى راهنمايى ما، دفترچه‏اى به نام قرآن نازل كرده است و ديگرى حق قانون گزارى بر خلاف آن را ندارد، زيرا فقط سازنده مى‏داند كه چه ساخته و تنها اوست كه به تمام زوايا و ابعاد محصول خود آگاه است و راه بهره‏گيرى صحيح و آفات و موانع رشد آن را مى‏داند: «ألا يَعلم مَن خَلق و هو اللّطيفُ الخَبير»
كسانى كه به جاى قانون خداوند به سراغ قوانين بشرى مى‏روند مانند كسانى هستند كه دفترچه راهنماى سازنده را كنار گذاشته و از ديگران نحوه استفاده از آن را مطالبه مى‏كنند.

برگرفته از سایت حجه الاسلام و المسلمین قرائتی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:40  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده | 
بر اساس روايات، تعداد نفرات در نماز جماعت هر چه بيشتر باشد، ثواب نماز بيشتر مى‏شود؛ تا آنكه عدد افراد حاضر در نماز جماعت، به ده نفر برسد كه در اين صورت پاداش آن بى‏شمار شده و كسى جز خداوند نمى‏داند.
چنانكه انسان، با يك انگشت مى‏تواند شماره تلفن بگيرد، با دو انگشت مى‏تواند سطل كوچكى را بلند كند، با سه انگشت كار بيشترى انجام مى‏دهد، تا اينكه به ده انگشت برسد كه در اين صورت، ديگر كار انسان محدوديّت ندارد و هركارى بخواهد مى‏تواند با اين ده انگشت انجام دهد و نوع كارهايش قابل حساب و شماره نيست.
(برگرفته شده از سايت حجه الاسلام والمسلمين قرائتي)
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 0:40  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده | 
راننده زمانى در جاده مى‏ترسد كه يا بنزين ندارد يا قاچاق حمل كرده يا اضافه سوار كرده يا با سرعت غير مجاز رفته يا جاده را گم كرده يا در مقصد جايى را آماده نكرده و يا همراهانش نا اهل باشند.
اگر انسان براى بعد از مرگ خود، زاد و توشه لازم را برداشته باشد، كار خلاف نكرده باشد، راه را بداند، در مقصد جايى را در نظر گرفته باشد و دوستانش افراد صالح باشند و حركتش طبق مقررات و مجاز باشد، نگرانى نخواهد داشت.

(برگرفته شده از سايت حجه الاسلام والمسلمين قرائتي)


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 23:20  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده | 
پليس راهى را در نظر بگيريد كه از راننده‏اى گواهينامه رانندگى مطالبه مى‏كند. اگر راننده، گواهينامه پزشكى، گذرنامه سياسى، پروانه ساختمان، كارت بازرگانى و اجازه اجتهاد و يا هر مدرك ديگرى به او نشان دهد، پليس از او نمى‏پذيرد و تنها اگر گواهينامه رانندگى داشت اجازه عبور مى‏دهد و گرنه مانع او مى‏شود. در قيامت نيز شرط رسيدن به مقصد، گواهينامه نماز است كه اگر نباشد، هيچ عملى مورد قبول و نجات‏بخش نيست. 

(برگرفته شده از سايت حجه الاسلام والمسلمين قرائتي)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 23:18  توسط دکتر محمدعلی عبداله زاده |